السيد موسى الشبيري الزنجاني
1968
كتاب النكاح ( فارسى )
1 ) نقل اجماع در مسأله : برخى از علماء ، اجماع بر عدم تداخل را نقل كردهاند . سيّد مرتضى در ناصريات اجماع صحابه را حكايت كرده ، آن را از امير المؤمنين عليه السلام نقل كرده و از عمر هم حكايت كرده ، كه دستور عملى به دو عدّه نگه داشتن داده و كسى هم از صحابه به عمر ايراد نگرفته است . از اين سكوت صحابه ، تقرير صحابه و اتفاق آنها را بر عدم تداخل استظهار كرده است . « 1 » در خلاف نيز ، عدم تداخل را مورد اجماع فرقه دانسته است « 2 » . در حدائق نيز از مسالك دربارهء اتحاد دو عدّه نقل مىكند كه : « و هم لا يقولون به » ، و پس از آن مىگويد : و ربما ظهر من كلام شيخنا المذكور ( اى الشهيد الثانى ) فى موضوع آخر من الكتاب اتفاق الاصحاب على ذلك . « 3 » ما هر چه در موارد مختلف مسالك جستجو كرديم ، چنين مطلبى را در آن نيافتيم . البته خلاف اين مطلب را در مسالك يافتهايم كه در مسأله ، دو قول نقل مىكند . به نظر مىرسد كه صاحب حدائق ، مطلب منقول از مسالك را از مرات العقول برگرفته ، با يك اشتباه در فهم ، در نتيجه اتفاق اصحاب را به مسالك نسبت داده ، در مرات العقول از مسالك نقل مىكند كه درباره روايت زراره كه در آن جمله « يعتد عدة واحدة منهما جمعياً » اشكالاتى كرده ، از جمله اين اشكال كه ، از روايت اتحاد عدّه استفاده مىگردد و افزوده : « و هم لا يقولون به » ، در باب بعد آورده است ، « و المشهور عدم تداخل عدة وطى الشبهة و النكاح الصحيح و تعتد لكل منهما عدة ، بل يظهر من كلام الشهيد الثانى رحمه اللَّه ، اتفاق الاصحاب على ذلك ، » به نظر مىرسد كه مراد ايشان از اين كلام ، همان جمله « و هم لا يقولون به » است و از اين جهت ، ظاهر آن ( و نه صريح آن ) را اتفاق اصحاب دانسته است . صاحب حدائق گمان برده كه مراد جاى ديگرى از
--> ( 1 ) ناصريات ( 2 ) خلاف م 31 ، از كتاب العدد ، ينابيع 39 : 129 . ( 3 ) حدائق 23 : 584